داد قـاصــد ؛ خـبــر و مــژدهٔ " آزادی " را
صلـح آورده به همـراه خـودش شـادی را
نیکـبختـی برسید ، بَـدوِ ورودش مـردم :
شــهــر آذیــن کـنـیـد و دِه و آبــادی را ؛؛؛
زور از تـخـت ریـاسـت بـه زیـر افـکنـده :
" داد " هم جای گرفت مسنـد بیـدادی را
نــور بـر ارتـش تــاریـکـی بـگــردد چـیـره
تـا بـه پـایـان بـرسـانــد غـم بـامـدادی را
کـرد سـازنـدگـی آغـاز بـه کـار و آنـگـاه :
کـسب کـرد تـوسعـه و رونـق و آبـادی را
نــامــور نـام گـرفـت ، بــهــرِ نـیـاکـان مـا
فخـر کن ، پـاس بدار شیـوهٔ اجـدادی را
خونهاریخته شد ، روزی رسد میبینیم :
" سـرخ گـردیـدن پیـشـانـیِ افـرادی را "
نویدآزادی
یزدان_ماماهانی
سـرایـش۱۴_۸_۱۴۰۱
_ " گیتار بی تار و اُرگ سرخ "...
ما را در سایت " گیتار بی تار و اُرگ سرخ " دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84