مـن بر تـو اعـتـیـاد و تـو در حـالِ تـرکـمـی
شد گوشههای چـشمَـم ازین باره تَـر ، کمی
هـر دم سـپـاسـگـزارتـم ؛ گـهـی یـادم کـنـی
چـون یـادگارِ عـشــق و چـکامـه و دَرکَـمـی
دادش مـرا تـکانـم ؛ پـریـچـهــره رفـتـنـت !
روزی رِسَـد دوباره کُـنَـم با تو سر ؛ کـمی ؟
کردی تو تـرکِ آغـوش و بیخانـمان شدم !
دریـاب در به در را بـمانـده دربـدر ؛؛ کـمـی
گردیـده اندرونـم فـروپاش و آش و لاش !
ای دیـدۀ شــفـابـخـش مــرا بـنـگــر ؛ کـمـی
دل شـور و شـر و آشـوب گـرفـتـه زود بــیا
کمتر بکن دلآشوب زین شور و شـر ؛ کمی
ای قــویِ آشـیـانـم ، بــیـابَــم ز بـیکـسـی :
هـمسـو مـرا بـگیـری هـمـی زیـرِ پـر ؛ کـمـی
پس کوچههای خلوتِ دلم خورد اَر رَهَـت :
چـشمـی به ره نشستـه کنی تا گـذر ؛ کـمی
دلآشوب
یزدان_ماماهانی
آغازسرایش۲۵_۹_۱۴۰۴
پایان کارسرایش۳۰_۹_۱۴۰۴
کالبد_ادبی_غزل
جستار_چکامه_دلبرانه
مفعول_فاعلات_مفاعیل_فاعلن
_♥️ اُرگـ ســـــرخ ♥️_
برچسب:
نویسنده: کاوه موسویپور